السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
482
تفسير الميزان ( فارسي )
مفيد نقل كرده و اين روايات هر چند كه مشتمل بر معناى تيه و ساير جزئياتى است كه در كلام مجيد خداى تعالى نيامده ، و هر چند كه در كلام خداى تعالى چيزى كه اين روايات را تاييد كند ديده نمىشود ولى با اين حال چيزى هم كه مخالف قرآن باشد ندارد ، و امر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع ) به راستى عجيب است ، زيرا سراپاى زندگى اين قوم خارق العاده بوده ، با اين حال چه مانعى دارد كه تيه آنان به اين نحوى باشد كه در روايات مذكور آمده ؟ . و در تفسير عياشى از مسعدة بن صدقه از امام صادق ( ع ) روايت آمده كه شخصى از آن جناب از آيه : * ( « ادْخُلُوا الأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّه لَكُمْ » ) * سؤال كرد و آن جناب در پاسخش فرمود : بله خداى تعالى در آغاز براى آنان مقدر كرده بود كه در سرزمين مقدس ماوايى داشته باشند و ليكن اين تقدير خود را محو نموده و براى فرزندان ايشان نوشت و فرزندانشان بعد از انقراض پدران داخل آنجا شدند ، و خداى تعالى هر چه را بخواهد محو مىكند و هر چه را بخواهد اثبات مىنمايد ، و نزد او است ام الكتاب « يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ » « 1 » . مؤلف : عياشى نيز اين معنا را از اسماعيل جعفى از آن جناب « 2 » ، و همچنين از زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) نقل كرده ، « 3 » و امام ( ع ) در اين حديث خواسته است كتابت را نسبت به خصوص حاضرين در زمان موسى مقايسه كند و بفرمايد كه خطاب موسى با مخاطبينش چه نسبتى داشته و با فرزندان آنان چه نسبتى داشته ، و از اين مقايسه مساله محو و اثبات و يا بداء را در خصوص پدران نتيجه گرفته و بنا بر اين منافاتى بين اين حديث با آنچه از ظاهر سياق بر مىآيد نيست ، از ظاهر سياق بر مىآيد كه مساله داخل شدن در سرزمين مقدس تقديرى الهى بوده براى كل بنى اسرائيل - چه پدران و چه فرزندان - چيزى كه هست پدران به خاطر نافرمانى چهل سال محروم شدند ، و پسران از اين تقدير الهى برخوردار گشتند ، چون خطاب در آيه شريفه به حسب معنا به جامعه اسرائيلى است كه بطور مساوى هم شامل پدران مىشود كه برايشان مقدر شده بود ، و هم شامل پسران كه بالآخره آنها برخوردار شدند ، چون همگى يك امت هستند و تقديرى الهى بطور سر بسته و اجمال براى اين امت مقدر شده بوده ، يك نسل از اين امت به خاطر نافرمانى چند صباحى از آن محروم شدند و نسل ديگر از آن منتفع گشتند پس در واقع بدايى و محو و اثباتى رخ نداده ، هر چند كه نسبت به خصوص اشخاص
--> ( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 304 حديث 72 . ( 2 و 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 304 ح 71 و 69 .